تبليغاتX
کاساندرا

کاساندرا

این شورای نگهبانیها خیلی نامردن. بیانیه‌های تحریمم باد کرده رو دستم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:19  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز فیلم ۲۵ دقیقه ای به یاد بازرگان (قسمت اول، قسمت دوم، قسمت سوم) رو به اضافه‌ی بخشهایی از فیلمهای روی سایتش را دیدیم. در طول این نمایش، بارها توجه‌ام به شباهتهای انکارناپذیرش با خلفش جلب شد. هرچند که بیشتر شباهتها با اسلاف دیده می‌شوند تا با اخلاف، ولی آدمی به سن من با سخنرانیهای خلف بیش از سلف دمخور بوده است.
در هر حال دیدن تصاویر ماجراهایی که پیش از این داستانشان (یا داستانهایی که به آنها ارجاع داده بودند) را خوانده بودم (مثل نطق سال ۶۲ با نطق استعفا)، لذت‌بخش بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 20:29  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

لینک نماز اول وقت فولادگر (نماینده اصفهان) روی دیوار چین رو توی بالاترین دیدم. یادم افتاد نماز خوندن نماینده‌ی پیشین اصفهان رو در یکی از نقاط تفریحی چین تایپه دیده‌ام. اگه اشتباه نکنم ۶ آگوست ۲۰۰۳ بود یعنی روز پنجم المپیاد. البته اوشون برخلاف ایشون در پناه یک صخره که باعث شده بود تقریبا دیده نشه، نمازشون رو خوندند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 23:2  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شاید صحبتهای رییس‌جمهور در مورد کنفرانسهای خارجی و دزدی مغزها را خوانده باشید و حتی مثل یاسر و اکبر و آرش واکنش نشان داده باشید. بخش مورد علاقه‌ی من در این سخنرانی در زیر آمده است.

 

همچنين در اين كنفرانس‌ها درصدد هستند مغزهاي نخبه را شناسايي و آنها را جذب كنند.

 

عجیبه به نظرتون؟ نظر رییس‌جمهور برآیند نظر رای‌دهنده‌ها نیست؟ اصلا مگه به طور کلی تمام اروپا و آمریکا غرق فساد و فحشا نیست؟ و اگه وضعشون خوبه به خاطر نفتهایی است که صد سال پیش از ما دزدیدن، اگر هم پیشرفتی دارن به خاطر مغزهای ایرانیه که دارن ناسا رو می‌چرخونن. این نامه‌های مملو از ایرانی شیفتگی تا حالا دستتون نرسیده؟ راستی مگه نمی‌دونین که المپیادیها و رتبه‌های بالای کنکور در سال اول تحصیلشون از دانشگاه‌های خارج! دعوت‌نامه دریافت می‌کنن؟ این همه حمالی و مصبیت و تحقیرهای اپلی کردن و ویزا گرفتن فیلمشونه. نوشته‌ی من در مورد کامران بهنیا رو مگه نخوندین؟ یا جوابی که به اکبر در پیامهای این نوشته دادم؟ خارجیها اصولا در حال دزدی از ما هستند. ولی ما تازگیها عقلمون رسیده. ندیدن تمام پیشرفتهای اخیرمون رو هیچ جا چاپ نکردیم؟

 

دوستان عزیز! حالا هی دکتر به ماتحت مبارکتون ببندید. هی خودتون رو نخبه بچپونین اینور اونور. هی نامه‌ی ایرانیها اولین بودن و فلان ایرانی در دستشویی ازش آب طلاخارج می‌شه، برای همدیگه بفرستین. هی قیافه‌ی عالمانه بگیرین و آخرشم غر بزنین که ایران جای زندگی نیست. خدا رو شکر این بد بودنش به رفتارهای شما هیچ ربطی نداره!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 19:55  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در برنامه‌ی صندلی داغ از آقای پورمحمدی وزیر کشور پرسیدند که شما با آقای رییس جمهور اختلاف نظر هم دارین؟ ایشون فرمودند (نقل به مضمون):

 

خوب بالاخره در جلسه بحث می‌شه. من یه چیزی می‌گم. سایر وزرا یه چیزی می‌گن. رییس‌جمهور یه تصمیم دیگه‌ای می‌گیره!

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 18:30  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این نوشته را هفتم اردیبهشت نوشته بودم که دوباره منتشرش می‌کنم.

دلایل ششگانه‌ی بومی بودن انرژی هسته‌ای:

۱- هاتف اصفهانی می‌فرماید: "دل هر ذره را که بشکافی   آفتابیش در میان بینی" که اشاره‌ی واضحی است به انرژی هسته‌ای.

۲- شیخ بهایی حمامی در اصفهان ساخته بوده است که فقط با یک شمع کار می‌کرده. انگلیسیها آمدند از رازش سر درآورند (ادعا کردند) که خراب شد وسط کار. این قطعا نمونه‌ی کاربردی انرژی هسته‌ای بوده است.

۳- بنا بر مدارکی که تنها در اختیار ایرج حسابی است٬ تمام فیزیک مدرن را محمود حسابی به اینشتین آموخته است.

۴- در دو مورد اول اصفهان و در مورد سوم تفرش٬ که هر دو نزدیک نطنز هستند٬ نقش کلیدی بازی کرده‌اند.

۵- هنوز شک دارید؟ مگر اصولا همه چیز را اولش ایرانیها انجام نداده‌اند؟

۶- باز هم شک دارید؟ میریم توی خیابون رای‌گیری می‌کنیم. مگر به هر نفر یک رای معتقد نیستید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 20:50  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آقای معین کاندیدای ریاست جمهوری ۱۳۸۴ که اتفاقا بنده هم به ایشان رای دادم، دیروز سرمقاله نویس شرق بودند. از تعداد فراوان ادعای بی پشتوانه و نادقیق ایشان (که لابد قرار بود بر اساس چنین داده‌هایی مملکت را اداره کنند)، فقط به یکی اشاره می‌کنم:

 

چنانكه تنها ۹۰ نفر از ۱۲۵ دانش آموز المپیادی ایرانی تنها در آمریكا تحصیل می كنند.

 

این شایعه‌ی معروف ۷-۸ سالی عمر دارد و همان موقع هم با یک حساب کتاب ساده معلوم بود که غلط است. ولی جالب است که در این چند سال شایعه‌ی جایگزین ساخته نشده! و عددها همان است که بود. بی توجه به آن که سالی ۴۰-۵۰ المپیادی جدید تولید می‌شود و در ظرف این سالها (مثلا) رامین گلستانیان چهار بار محل زندگی‌اش را عوض کرده. ولی به هر حال شایعه‌ای است مورد پسند و برای عوام فریبی مطلوب.

 

به این جمله هم توجه کنید:

 

... و در سالی كه با مدرك عالی دكترا از دانشگاه خارج می شوند ...

 

فوق لیسانس پزشکی عمومی را می‌فرمایند. نمی‌دانم چطور توانستم به یک پزشک که اتفاقا یک پزشک دیگر را به عنوان معاون اولش معرفی کرده بود رای بدهم! (شوخی بود).

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 13:42  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱- داستانی از سارتر خوانده بودم به نام چرخدنده. (از امروز صبح هم به اسم هم به نویسنده شک کردم!). خلاصهی داستان این است که در یک سرزمین کوچک خیالی انقلابی رخ میدهد و فردی به حکومت میرسد که کارهایش بعد از مدتی انقلاب دومی را میآفریند. در هنگام محاکمه، رهبر انقلاب اول به رهبر انقلاب دوم میگوید تو از من بدتر خواهی بود چون کمتر از من انعطافپذیر هستی. نفر دوم اولین تصمیمی که به عنوان حاکم میگیرد، از جنس همان تصمیمهایی است که باعث دو انقلاب شده است!

 

۲- با وجود سروصدا و تبلیغ فراوان، سهمیه‌بندی بنزین از دستور کار دولت خارج شد.

 

۳- اکثر تصمیمهای امیر قلعهنویی مشابه برانکو است. تاکید روی لژیونرها، حذف اکثر کسانی که برانکو حذف کرده بود، تاکتیک تیم، تاکید روی این که فلان بازیکن که شما میگویید بد است، خوب بود چون دستورات من را اجرا کرد، تعویض مهاجم با هافبک دفاعی، تلاش برای پیروزی ۱-۰ در تهران ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 12:59  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سربازی اجباری نوعی مالیات بر مذکر بودن است. با فرض این که مستقیم و غیرمستقیم به مذکرها حال ویژه داده می‌شود، هزینه‌های مذکر بودن را باید به این روش بالا برد. از طرفی کسانی که بیماری حاد دارند یا پدر مسن، مادر بی شوهر، برادر عقب افتاده و ... دارند از منظر حال! هزینه‌ی مورد نظر را پرداخت کرده‌اند.

آقا یکی بیاد حساب کنه ببینه چنده این مالیات لعنتی، نقدی بدیم از شرش خلاص شیم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 15:47  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حكم پرداخت ديه ۱۶۹ نفر ديگر از هموفيلى‌ها صادر شد. در بخشی از این حکم آمده:

 

به افراد مجرد بالاى ۱۸سال با تحصيلات ديپلم معادل ۳۵درصد ديه كامل، به افراد مجرد با مدرك تحصيلى بالاتر از ديپلم و ليسانس معادل ۴۰ درصد ديه كامل يك انسان، به افراد مجرد با تحصيلات بالاتر از ليسانس، فوق ليسانس و بالاتر معادل ۵۰ درصد ديه كامل يك انسان تعلق گرفته است.

 

در مقایسه با سایر مبانی قیمت‌گزاری مثل مذهب و جنسیت، این نوع تغییر قیمت با دردسر کمتری قابل انجام است. چرا دولت محترم از این ارزش! افزوده، مالیات دریافت نمی‌کند؟

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 11:57  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پی نوشت: موسی صدر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 11:12  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند وقت است که داریم در بنیاد توسعه فردا روی طراحی یک بازی با ایده‌های اقتصادی کار می‌کنیم. یکی از مشکلاتی که مدتهاست وقتمون رو گرفته، اینه که چی کار کنیم که تورم نداشته باشیم. حامد لهراسبی برگشت بهمون گفت شما توی یه بازی نمی‌تونین تورم رو کنترل کنین، توقع دارین دولت این کار رو بکنه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:10  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به عنوان یک کاساندرا، پیش‌بینی می‌کنم که:

 

۱- وضعیت بنزین در پاییز تغییری نخواهد کرد. یعنی با قیمت ۸۰ تومان و نامحدود می‌شه بنزین زد.

۲- سال آینده با اعلام این که کار کارشناسی انجام شد!!! وقت تابستانی خواهیم داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 11:26  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دو نکته در ادامه‌ی نوشته‌ی دیروز:

 

1- حدود ۲۰ سال پیش، دولت تاچر خصوصی‌سازی تولید و توزیع برق را آغاز کرد که به سرعت فراگیر شد. مثل هر مساله‌ی مشابه دیگری نیاز به مکانیسمی برای قیمت‌گزاری و همچنین پیش‌بینی میزان مصرف به عنوان تابع زمان (به خصوص برای توزیع کنندگان) به وجود آمد. عجیب نیست که به سرعت سروکله‌ی متخصصین سری زمانی در این مساله پیدا شد.

یکی از مسایلی که اخیرا در بنیاد توسعه‌ی فردا بهش علاقه‌مند شده‌ایم، تحلیل و پیش‌بینی سری زمانی مصرف و قیمت برق است. دوست و همکار سابقم رضا سلگی در حال حاضر، در شرکت انل (ایتالیا) مشغول همین کار است. به عنوان مثال، به این سایت که متعلق به برق اسپانیاست نگاه کنید.

تحلیل فوریه، خیلی سریع سه فرکانس اصلی سالانه، هفتگی و روزانه را در این نمودارها آشکار می‌کند. خیلی هم عجیب نیست. انتظار داریم گرم و سرد شدن سالانه‌ی هوا، روزهای کاری و تعطیل هفتگی و تغییرات روزانه‌ی روز و شب باعث رفتارهای نوسانی در سیستم شود.

نکته‌ی جذاب اثر جفت‌شدگی این فرکانسها است. به زبان ساده، مصرف در ظهر یک روز تابستان، از مصرف متوسط تابستان به علاوه‌ی مصرف متوسط ظهرها بیشتر است. این مساله بسیار شبیه مساله‌ای است که علیرضا این روزها باهاش درگیر است، یعنی اثر جفت شدن فرکانسهای سه‌گانه‌ی اصلی در فشار خون. مساله‌ای که برای ما بسیار جذاب شده، یافتن معادله‌ای شبیه معادله‌ی بلک-شولز برای قیمت‌گزاری به صورت سلف‌خری در مورد این مساله است. جایی که ضریب جفت‌شدگی مثبت٬ سیستم را به خصوص در زمان اوج مصرف به شدت ناپایدار می‌کند. مثل هر مساله مشابه دیگری (مثلا بازار بورس) و برخلاف مسایل معمول در فیزیک، بخش مهم مساله اتفاقات نادری است که رخ می‌دهد.

 

2- سون لطف کرده و لینکی را برای نوشته‌ی قبلی معرفی کرده. احسون اگر دقت کنی حتی در این صفحه‌ی تبلیغی هم به موارد خاصی از قطع برق پیش‌بینی نشده و روش مقابله با اون اشاره شده نه به قطع برق مستمر و به دلیل کمبود تولید. دوتا از مهمترین قطع برقهای اخیر در سال 2003 و درآمریکای شمالی و ایتالیا رخ داده، این قطعی‌ها این‌قدر پیش‌بینی نشده بوده که در حافظه‌ی مردم باقی مانده است. در هر حال مستقل از اتفاقاتی که در فرنگ رخ می‌ده، سوال من باقی است. فرق امسال با پارسال دقیقا چیه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 10:34  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در نوشته‌ی قبلی چند نظر بین من و سون رد و بدل شده که در زیر می‌آید:

 

سون: قطعی برق در این موقع از سال یه امر عادیهف نه فقط برای ما، بلکه برای همه جای دنیا در این فصل تعمیرات اساسی (over hal) نیروگاهها انجام میشه و چون اتفاقا تقاضا هم در این فصل بالاست، نوسانات و قطعی پیش میاد. اما ما عادت داریم فحشو بدیم به آخوندها و خیالمون رو راحت کنیم. حتی همون مسئولین دانشگاه که نمیکنن یه سرویس پشتیبان برای قطعی برق بذارن. میدونین این قطعی ها چه ضررهای بزرگ اقتصادی در پی داره؟

 

کاساندرا: یک نوشته کامل برای پاسخ به شما در نظر گرفتم ولی به طور خلاصه منم با این موضوع که همه ی مشکل رو بی دلیل بندازیم گردن آخوندها مشکل دارم ولی ادعا می کنم که این کار رو نکردم و دیگه این که در مورد قطع برق از دوستان خارج نشینم پرسیدم که حرف شما رو تایید نکردند.

 

سون: سلام . آقا نیمای همدانی ما شاگرد شماییم. اصلا هم هدفمون کل کل نیست. اما کاش ازشون میپرسیدین که این همه هزینه برای خرید سیستمهای تولید برق محلی، مثل ژنراتورها و اینها برای چی میکنن. اون دوستنان خارج نشین قطعی برق رو نمیبینن ، چون به محض اینکه برق شبکه ی سراسری دچار نوسان میشه،ژنراتورها و نیروگاههای کوچک محلی وارد خط میشن. یو پی اس هم چیز خیلی مطلوبیه برای پر کردن فاصله ی یکی دو دقیقه ای که بین قطعی برق شبکه سراسری و روی کار آمدن ژنراتور محلی پیش میاد. شاید هم بی انصافها لم کار را بدست ما ایرانی ها نداده اند و گفته اند وقتی دیدی تابستون شد، همه ی نیروگاهو زرتی خاموش کن و بشین تعمیرات سالیانه.

 

کاساندرا: منم چنین قصدی ندارم و سعی می کنم بی طرف مساله رو بررسی کنم. یه چیز مفصل دارم می نویسم.  راستی تو در فاصله دوتا نظرت از "قطعی برق در این موقع از سال یه امر عادیهف نه فقط برای ما، بلکه برای همه جای دنیا " رسیدی به "اون دوستنان خارج نشین قطعی برق رو نمیبینن ، چون به محض اینکه برق شبکه ی سراسری دچار نوسان میشه،ژنراتورها و نیروگاههای کوچک محلی وارد خط میشن." این مسایلی که می گی همیشه بوده. فرق امسال که قطع برق منظم داریم با پارسال دقیقا چیه؟

 

و این هم نوشته‌ی مفصل:

 

۱- با شش تن از دوستانم که در شش کشور مختلف  و در شهرهای لوس‌آنجلس، تورنتو، آمستردام، لنکستر، پاریس و تریسته زندگی می‌کنند، در مورد طبیعی بودن قطع برق در این موقع از سال صحبت کردم. نیمی از این شش نفر قطع برق ندیده بودند و نیم دیگر به مواردی تصادفی با ذکر دلیل آن تصادف اشاره کردند که در هر صورت یک فرآیند قطعی به دلیل کمبود تولید در مقایسه با مصرف (به هر دلیلی شامل تعمبر نیروگاه یا عدم تغییر ساعت) نبوده است.

 

۲- هرچند به دلایل واضح ترمودینامیکی، کاهش تولید نیروگاههای با منشا گرمایی (و نه نیروگاه‌های آبی)در فصل تابستان را درک می‌کنم، اما نمی‌دانم چرا تعمیرات اساسی نیروگاه‌ها که به معنی کاهش تولید است٬ باید درست با فصل گرما که به معنی افزایش مصرف است هم‌زمان باشد. با گوگلیدن هم شاهدی برای مدعای تو پیدا نکردم.

 

۳- مستقل از این که در کشورهای خارج!!! نیروگاه‌های محلی دارند و مدیریت بهتری دارند و ...، علاقه‌مندم این مشاهده تفسیر شود. سال گذشته در ایران، قطع مستمر برق نداشتیم و امسال داریم (هرچند که در هفته‌ی گذشته کمتر شده)٬ چه فرقی بین امسال و پارسال هست؟ مهمترین تفاوتی که می‌بینم٬ اعلام نکردن وقت تابستانی است. البته وزیر نیرو در مصاحبه با شرق به عامل دیگری هم اشاره کرده که ارزانتر شدن* قیمت برق است. ولی با در نظر گرفتن این نکته که مشکل حول و حوش زمان پیک رخ می‌دهد، به نظرم اولی مهمتر است، هر چند که هر دو از دسته‌گلهای دولت نهم و مجلس هفتم محسوب می‌شوند.

 

۴- در مورد بحران بنزین، یکی از دوستان می‌گفت این گندیست که دولتهای قبلی زده‌اند. عوض این که پالایشگاه درست کنند که وابسته به بنزین خارجی نباشیم و از بنزین ارزان تولید داخل استفاده کنیم، راحت‌ترین راه یعنی گران کردن را انتخاب کرده‌اند. آن دوست احتمالا حالا خواهد گفت دولت قبلی عوض این که نیروگاه بسازد٬ راحت‌ترین راه یعنی تغییر ساعت که باعث سردرگمی مردم می‌شود، را انتخاب کرده‌اند.

 

5- گفته‌ای که  اما ما عادت داریم فحشو بدیم به آخوندها و خیالمون رو راحت کنیم. جانا سخن از زبان ما می‌گویی. ادبیات "همش تقصیر آخوندهاست" یا "اینا همشون دزدن" یا "بدیم دست آمریکاییها یا آمریکانشین‌ها همه چی درست می‌شه" یا "اینا همش بازی خودشونه" بیش از حد ساده کردن یک مساله پیچیده است که من به هیچ عنوان طرفدارش نیستم. روش تو را مسلما بیشتر می‌پسندم، به یک نکته‌ی دقیق و ابطال‌پذیر اشاره کرده‌ای و ضمنا اشتباهت را هم پذیرفته‌ای. مشخصه‌ی استدلالهای از جنس بالا این است که راهی برای ادامه‌ی بحث پیش روی شما نمی‌گذارند. شاید در فاصله‌ی مرحله‌ی اول و دوم انتخابات پارسال این جمله را زیاد شنیده باشی که بابا اینا همش برنامه است که این یارو بیش از 20 میلیون رای بیاره. وقتی رای نیاورد، کوتاه اومدن؟ نه! گفتن فرقی نمی‌کرد در هر حال برنامه این بود که این یکی رای بیاره. جالب این‌جاست که برچسبی را به من چسباندی که عادت به چسباندنش به دیگران دارم.

 

 * قیمت ثابت مانده ولی تورم داشته‌ایم.

 

پی‌نوشت: بحثهای داخل نظرها را هم بخوانید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:33  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ودیعه‌ی سربازی برای دانشجویان مشمولی که از کشور خارج می‌شوند از 5 میلیون تومان به 15 میلیون تومان افزایش پیدا کرد.

ای کسانی که از خدمات موسسه‌ی اعتباری قوامین استفاده می‌کنید، سر پل صراط با تک‌تکتون حساب می‌کنم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 17:11  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 15:48  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بخشی از کارهایی که این روزها انجام می‌دهم، وابسته به اجرای برنامه‌ای است که اجرایش روی کامپیوترم* حدود یک روز طول می‌کشد. در یک هفته‌ی اخیر، هیچ کدام از اجراهای برنامه‌ام موفق نبوده است. چرا؟ برای این‌که پیش نیامده که 24 ساعت پیاپی برق قطع نشود یا شوک آن باعث خاموش شدن کامپیوتر نشود.

گله‌ای ندارم. حتی خوشحال هم هستم. این هزینه‌ی کوچکی است که برای سردرگم نشدن هم‌وطنانم -باهوش‌ترین ملت دنیا- که چندین سال بر اثر تغییر ساعت سردرگم بودند، می‌پردازم.

 

* از کرامات دانشگاه به اصطلاح شریف این است که نامش روی مقاله‌ها می‌آید ولی مردم از کامپیوتر شخصی‌شان و نه کامپیوترهای دانشگاه٬ برای محاسبات استفاده می‌کنند.

 

پی‌نوشت: بحثهای داخل نظرها را بخوانید.

 

پی‌نوشت۲: سوتفاهمی به وجود آمده. من از کامپیوترم در خانه استفاده می‌کنم، نه دانشگاه. پس به قطع برق دانشگاه یا UPS داشتن و نداشتن دانشگاه ربطی نداره.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 11:4  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

طبق مصوبه هیئت وزیران عوارض خروج از کشور به مقصد امارات متحده عربی، ترکیه، چین، فرانسه، انگلیس، آمریکا و بلغارستان دو برابر سایر کشورهاست.

۱- چرا؟ خداییش طرف می‌تونه دلیل بیاره؟

۲- فرق آلمان و ایتالیا با فرانسه و انگلیس چیه؟

۳- ادعا می‌کنی مردم اینجاها زیاد می‌رن؟ اشتباه می‌کنی! لوفت‌هانزا و کی‌ال‌ام را به خاطر بیار!

۴- بلغارستان!!!

۵- چین؟ ژاپن؟

۶- از همه جالبتر٬ خروج به مقصد آمریکا یعنی چی؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 18:22  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

من ۱۸ تیر ۷۸ برای شرکت در کنفرانس زنجان بودم. از امروز تا جمعه هم زنجان هستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 14:3  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دوم خرداد!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 13:32  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یکی از چیزهایی که اخیرا یاد گرفتهام، تاثیر سیاستهای اقتصادی از نوع مهرورزی روی اقتصادهایی است که با ما زیاد برهمکنش دارند. این مقاله‌ی روز را ببینید. چند جمله از این مقاله:

 

از آغاز سال جديد ميلادي، بورس امارات با بحران روبه‌رو شد و ميلياردها درهم خسارت به سرمايه‌گذاران وارد شده است. اما در جلسه روز چهارشنبه، مدير يک شرکت بزرگ سرمايه گذاري دوبي ابراز اميدواري کرد با تصميم دولت ايران براي هزينه کردن تمامي درآمد نفتي و ذخاير مالي خود، حلقه نجاتي در راه است که از شمال آب هاي خليج مي رسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:46  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برآمدن دو کار به یک کرشمه: به دست آوردن دل دختران علاقه‌مند به استادیوم و گوش سپردن به حرف مراجع تقلید.

این را هم ببینید.

وبلاگ مامان ایران دخت هم به روز شد.

پی‌نوشت: نوشته سیامک رحمانی را بخوانید (لینک از احسان).

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 11:9  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

‌‌‌‌دلایل ششگانه‌ی بومی بودن انرژی هسته‌ای:

۱- هاتف اصفهانی می‌فرماید: "دل هر ذره را که بشکافی   آفتابیش در میان بینی" که اشاره‌ی واضحی است به انرژی هسته‌ای.

۲- شیخ بهایی حمامی در اصفهان ساخته بوده است که فقط با یک شمع کار می‌کرده. انگلیسیها آمدند از رازش سر درآورند (ادعا کردند) که خراب شد وسط کار. این قطعا نمونه‌ی کاربردی انرژی هسته‌ای بوده است.

۳- بنا بر مدارکی که تنها در اختیار ایرج حسابی است٬ تمام فیزیک مدرن را محمود حسابی به اینشتین آموخته است.

۴- در دو مورد اول اصفهان و در مورد سوم تفرش٬ که هر دو نزدیک نطنز هستند٬ نقش کلیدی بازی کرده‌اند.

۵- هنوز شک دارید؟ مگر اصولا همه چیز را اولش ایرانیها انجام نداده‌اند؟

۶- باز هم شک دارید؟ میریم توی خیابون رای‌گیری می‌کنیم. مگر به هر نفر یک رای معتقد نیستید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 17:11  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شاید شما هم مقاله‌ی کامران بهنیا را در مورد وضعیت اسفناک علمی در ایران خوانده باشید. ایشان با بررسی آمار مقالات ISI محققین ایرانی نتایجی گرفته است.

من واقعا از این خارجی شیفتگی متاسفم. چرا باید چند تا آدم غیر ایرانی که اصلا معلوم نیست کی هستند، مقاله‌های ایرانیهایی که از اول تاریخ و حتی پیش از آن پرچمدار علم بوده‌اند را داوری و رتبه‌بندی کنند؟ چرا هیچ‌کس به این نکته‌ی ظریف که هیچ‌کس چیز مهمی را در مجلات چاپ نمی‌کند توجه ندارد؟ شما فکر می‌کنید آمریکاییها پیشرفتهای مهمشان را در مجلات چاپ می‌کنند که ما از آن مطلع شویم؟ شما فکر نمی‌کنید این که مقاله‌ی شما در یک مجله‌ی علمی چاپ شود٬ دلیل کافی برای ضعیف بودن کار شماست؟ اگر کار شما خوب باشد که کسی آن را چاپ نمی‌کند بلکه با خیال راحت آن را می‌دزدند. اصولا فرستادن مقاله برای اینها خیانت است.

آقای بهنیا سوراخ دعا را گم کرده‌اید! 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 17:31  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پشت و روی یک کارت‌پستال چاپ شده‌بود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 19:42  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

قیمت سکه را دیده‌اید؟ یکی بود می‌گفت تورم ریشه‌ی روانی داره و ما سوراخاشو بستیم!

راستی بعد از عید سوار تاکسی شده‌اید؟  یکی بود می‌گفت تورم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 20:51  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱- این رفیق ما بین برلوسکونی و خاتمی اولی و بین پرودی و احمدی نژاد دومی را انتخاب کرده است.

۲- برلوسکونی با این کاراش رای‌اش زیاد می‌شه یا کم؟ (از آن سوی دیوار )

۳- جملات قصارش را ببینید.

 

 یک پی نوشت برای مریخ یا مارس گذاشتم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 14:7  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 18:2  توسط نیما همدانی رجا  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin